چگونه به خودآگاهی مناسبی از خود برسیم؟ (قسمت دوم)

خودشناسی کرده ام تا خود شناسم خویش را

در محک آوردمی، از حال خود جویا شدم

در قسمت اول هفت گام اولیه خودآگاهی را معرفی کردیم،که عبارتند از ویژگی های جسمانی و ظاهری، توانمندی ها، ویژگی های فردی، نقاط قوت، نقاط ضعف ، باور ها و ارزش ها و در نهایت اهداف، که در ادامه بحث به گام هشتم مراحل خودشناسی می پردازیم.

گام هشتم: شناخت افکار، احساسات و رفتار ها است. این بخش از اهمیت بالایی بر خوردار است، چرا که شما شناخت درستی از عملکرد سیستم روانی به دست خواهید آورد که دید تازه ای برای شناخت شما باز می کند.در علم روانشناسی به انسان از رویکردهای مختلف نگاه شده است.

اما در یکی از رویکرد ها تحت عنوان رویکرد شناختی- رفتاری، به انسان نگاه بین فردی داشته  و او را با توجه به روابط بین فردی اش تحلیل کرده است. در این رویکرد اعتقاد دارند که آن چه باعث واکنش شما انسان ها به اتفاقات اطرافتان می گردد، صرفاً مربوط به خود آن اتفاق نیست، بلکه تعبیر و تفسیری است که ما ازآن اتفاق داریم.

مثلاً فرض کنید در جمع دوستانی که برای سفر آخر هفته تصمیم می گیرند، نظر نیکا را در مورد این خیلی سفر، جدی نمی گیرند و به پیشنهاد او را نمی پذیرند. نیکا  از این اتفاق بر آشفته می شود و با ناراحتی اعلام می کند که هیچ علاقه ای به شرکت در این سفر ندارد و بدون خداحافظی از اتاق خارج می شود. در اینجا اولین سوالی که دوستان از هم می پرسند این است که چه اتفاقی افتاده که نیکا چنین ناراحت و عصبانی شده است؟

در این جمع افرادی هم بوده اند که پیشنهادشان برای سفر داشته اند اما پذیرفته نشد ولی حس بدی نداشتند و خود را برای سفر آماده کرده اند. چرا نیکا این رفتار را در این موقعیت از خود نشان داده است.

حتما تجربه های مشترکی از این دست را داشته اید یا در دوستان دیده اید. چرا رفتارهای هر یک از ما در یک موقعیت، این قدر متفاوت است؟ واقعیت این است که افراد در موقعیت های مختلف برداشت متفاوت و تفسیر متفاوتی از آن موقعیت دارند و این برداشت می تواند در هریک از ما متفاوت باشد. با این توضیحات دوباره به افکار، احساسات و رفتار نیکا نگاه کنیم :

موقعیت: در جمع دوستان، در مورد سفر پایان هفته نظر خواهی کردند و کسی به پیشنهاد و نظر نیکا اهمیتی نمی دهد.

افکار: از ذهن نیکا این فکر گذشت که من برای آنان مهم نیستم یا من هیچ وقت برای کسی مهم نبودم. ( این افکار به تجربیات نیکا در طول زندگی مربوط است که می تواند درست و سالم یا نادرست و همراه با خطا باشد.)

احساس: غم و اندوه

 رفتار: خارج شدن از جمع دوستان بدون خداحافظی و نرفتن به سفر.

بنابراین می توانید تصور کنید که نمی توان انتظار داشت که همه مثل ما فکر کنند و ما مثل همه. اما این افکار و نوع تفسیرآن از کجا می آیند؟ چرا بعضی از انسان ها در موقعیت افکار و تفسیر مثبت دارند و برخی تفسیر های غیر واقع بینانه دارند؟ شکل گیری بسیاری از این افکار مثبت و منفی روند طولانی دارد که از کودکی و در طی سال های زندگی در خانواده، مدرسه و جامعه شکل گرفته اند. باورهایی اساسی که از بسیاری از آنها آگاه نیستیم و این باور های نادرست و خطا های شناختی مانند عینکی بر چشم ما قرار می گیرند و ازآن پس ما با این عینک به دنیا و اتفاقات پیرامون نگاه می کنیم و احساسات منفی تجربه می کنیم. شاید در ابتدا عجیب باشد ولی بسیار مهم و قابل توجه است.

حالا ما می توانیم دلیل بسیاری از رفتار های عجیب خود و دوستان را در شرایط مختلف درک کنیم. این بدان معنا نیست که ما اختیار افکار را نداریم یا خود را فردی منفعل بدانیم که فقط از افکارش پیروی می کند. خوشبختانه علم مشاوره و روانشناسی به خوبی می تواند به ما کند.

البته باید توجه داشته باشیم که احساسات یا هیجان های ما هم می توانند روی افکار ما تأثیر قدرتمندی داشته باشند. گاهی برخی از هیجان ها مثل خشم آن قدر شدت دارد که نمی گذارد در آن موقعیت فکر و در نهایت رفتار درستی انجام دهیم. نمونه آن اتفاقات ناگواری که بر اثر شدت خشم کنترل نشده در جامعه وجود می آید و عواقب جبران ناپذیری به دنبال دارد. بنابراین شناخت احساسات و تنظیم آنان، می تواند کمک بزرگی بر سلامت روان داشته باشد. اینجا اشاره به این نکته مهم است که بسیاری از ما احساسات خود را به درستی نمی شناسیم و بدین ترتیب نمی توانیم ارتباط خوبی با آن برقرار کنیم.

مثلاً وقتی از ما می پرسند که احساسمان را از مهمانی شبانه بیان کنیم، می گوییم :” احساس خوبی داشتم.” خوب بودن احساس نیست. خوب بودن فکر است و احساسی که از این فکر به وجود می آید، شادی و شعف است. برای آشنایی بیشتر لازم است احساسات یا هیجاناتی که در طول روز و حتی در خواب تجربه می کنیم را به درستی بشناسیم. این احساسات بسیار زیاد هستند اما از مهم ترین این احساسات عبارتند از: شادی، غم و ناراحتی، ترس، تعجب و حیرت و خشم و عصبانیت، حسادت و … باید هر کدام از این احساسات را در شرایط مختلف ببینیم. برای همین برای خودآگاهی بیشتر بد نیست به  افکار و احساسات و نوع رفتارتان دقیق شوید تا خودتان را بهتر بشناسید. پیشنهاد می کنم در طول هفته، هر روز یک موقعیت را به یاد بیارید و آن را روی برگه بنویسید و به سه سوال زیر جواب دهید.

  1. در این موقعیت چه فکری از ذهنم گذشت؟ (افکار)
  2. در این موقعیت چه احساسی داشتم؟( احساس)
  3. در این موقعیت چه کاری انجام دادم؟(رفتار)

 این می تواند شناخت شما را نسبت به افکار و احساس و رفتارتان در موقعیت ها بیشتر کند. نا خودآگاه متوجه می شوید که به دلایلی برخی از افکار در شما احساسات منفی ایجاد می کنند و این در نوع ارتباط شما تاثیر منفی دارد. لازم است در این شرایط برنامه ای برای سلامتی روان خود داشته باشید. با اینکه این باورها در طول زمان شکل گرفته اند ولی چنانچه گفته شد، با کمک کارشناس می توانید آنان را ترمیم کنید.

ضمن شناخت درست نسبت به خود، لازم است تا با عواملی که باعث رشد شما می شوند و عواملی که مانع رشد تان می گردند را به خوبی بشناسید.

عوامل موثر در رشد خود آگاهی :

1-پذیرش خود:  خودتان را همان طور که هستید، بپذیرید. قضاوت نکنید و خودتان را با دیگران مقایسه نکنید، اما برای رشد گاهی لازم است امروزتان را با گذشته تان بسنجید تا به میزان رشدتان آگاه شوید و این خود می تواند به رشد شما کمک کند. می توانید اشتباهاتی که در هفته گذشته داشته اید را  ذروی کاغد بنویسید و روبروی آن واکنش احساسی خود را مشخص کنید؟ خجالت کشیدید، ناراحت شدید، از خودتان عصبانی شدید و در نهایت خود را سرزنش کردید. به یاد داشته باشید که شما درصورتی می توانید دیگران را بپذیرید و قضاوت نکنید و تفاهم داشته باشید که خود را پذیرفته و قضاوت نکنید.

2- پذیرش دیگران: روابط خود را با دیگران را اسکن کنید. پذیرش دیگران به معنای احترام به تفاوت های فردی است.برخی از ما به دنبال تغییر دیگران هستیم و موفق هم نمی شویم، و این رفتار کنترل گرانه ما را ناراحت و عصبی می کند. چون تغییر دیگران انرژی زیادی از ما می گیرد و قطعا بیشترین آسیب را خودمان خواهیم دید.این اصل را به یاد داشته باشید، شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید، همانطور که دیگران نمی توانند شما را تغییر دهند.

3- قبول مسئولیت :  قبول مسئولیتباعث تقویت نیروی اراده و توان تصمیم گیری می شود. هر کسی قدرت اراده و توان تصمیم گیری دارد. بدانید که بهترین کسی که برای شما می تواند تصمیم بگیرد، خود شما هستید. اما هستند کسانی که این کار را انجام نمی دهند چون نمی خواهند در مقابل خودشان و دیگران مسئول باشند.آنچه باعث می شود که ما قبول مسئولیت نکنیم، ترس از شکست و اشتباه است. پذیرش خود و قبول شکست می تواند امتیاز مثبتی برای ما و ارتقا عزت نفس و احساس ارزشمندی در ما باشد.پس مسئولیت زندگی خود و ارضا نیازهایتان را بر عهده بگیرید.

موانع مهم در رشد خود آگاهی:

  1. توقعات و انتظارات بیش ازحد: خودتان را با همه نقاط مثبت و ضعف ببینید و از خودتان توقع و انتظار معقول داشته باشید. شما فرشته زیبایی ها یا خدای دانایی و خردورزی نیستید. شما هم ممکن است با در نظر گرفتن همه جوانب باز هم خطا کنید. تصویر ایده آلی از خودتان نداشته باشید. با ترسیم درست نقاط ضعف و ویژگی های منفی واقع بینانه به خود نگاه کنید.

2-تمامیت طلبی: این تفکر که من وقتی خوبم که نمره ام 20 باشد، یک تفکر تمامیت طلبانه است. در این حالت خودتان را وقتی ارزشمند می دانید که همه چیزتان صد درصد درست باشد. این نگاه غیر واقع بینانه است و در جهانی که هیچ چیز مطلق نیست این باور آسیب زیادی برای شما ایجاد خواهد کرد و می تواند مانع بزرگی برای رشد شما باشد.

3-غرورها: غرور نا معقول با اعتماد به نفس فرق دارد . اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی و در نهایت منشأ رشد خود واقعی است در حالی که غرور از تصور غیر واقعی شما نسبت به خودتان ساخته شده و جلوی رشد و خود آگاهی شما را می گیرد.

 شناسایی دقیق نسبت به مواردی که در بالا ذکر شد به شما کمک می کند تا شناخت و آگاهی درستی نسبت به خود داشته باشید. اما باید بدانید که خود آگاهی پروسه ای زمان بر است و شما باید در این راه کمی صبر داشته باشید، تا بتوانید به درک واضحی از خود واقعی تان، توانایی ها و احساسات خود برسید. خود آگاهی قدم اول برای بالا بردن کیفیت زندگی شما است و این می تواند احساس رضایت مندی در شما ایجاد کند.

اسکرول