
زندگی با شوهری بدون اعتمادبهنفس نه تنها کار سختی است، بلکه میتواند تاثیر مخربی بر سلامت روح و روان شما داشته باشد. ممکن است شما مدام به این فکر کنید که چگونه باید با این عدم اعتمادبهنفس کنار بیایید و چکونه همچنین مردی را دوست داشته باشید. دانستن این موضوع که شما، در عین حال که همسری بدون اعتمادبهنفس دارید که همیشه بدگمان و مشکوک است و همیشه کارها و انگیزههای شما را زیر سوال میبرد، اما همسری متعهد، وفادار، دلسوز و باانگیزه هستید، میتواند بر احساسات او غلبه کند.
بسیاری از زنان به سختی تلاش میکنند و به هردری میزنند تا شوهرشان را خوشحال نگه دارند. در نهایت به جایی میرسند که کنار آمدن با شوهر بدون اعتمادبهنفس، آنها را کلافه میکند. وقتی این اتفاق میافتد و زنی احساس میکند به انتهای خط رسیده، او ممکن است ابراز کند که از تلاش کردن خسته شده و خواستههای شوهرش بسیار زیاد است، و مهم نیست چقدر تلاش کند، باز نمیتواند انتظارات شوهرش را برآورده کند. برای آنکه بتوانید تشخیص دهید که با شوهری بیاعتمادبهنفس زندگی میکنید، برخی از نشانههای آن در زیر آمده است:
البته همیشه کمک گرفتن از یک مشاور خانواده یا روانشناس یکی از راه های خوب برای کمک به خود قبل از امتحان بسیاری از راه های سخت می باشد.
- انگیزههای شما را مدام زیر سوال میبرد.
شما میدانید که سخت تلاش میکنید تا از خانواده و همسر خود مراقبت کنید و به ندرت وقت دارید که از خودتان مراقبت کنید، یا کارای را که دوست دارید انجام دهید. مهم نیست چقدر شما تلاش میکنید، او همچنان راههایی برای زیر سوال بردن انگیزههای شما پیدا میکند و همیشه به این شک دارد که آیا شما واقعاً همانطور که میگویید، اهمیت میدهید.
این یکی از نشانههای آشکار یک مرد بیاعتمادبهنفس است. شما باید یاد بگیرید که چگونه با همچین مردی رفتار کنید.
- او حساب دفعات دارد.
متوجه میشوید که او هرکز زمانی که با دوستانتان به بیرون رفته بودید یا به ملاقات مادرتان رفته بودید را فراموش نکرده است و این یکی از علائم آشکار این است که با مردی بیاعتمادبهنفس ازدواج کردهاید. او بارها و بارها تعداد دفعاتی که شما بیرون رفتید و قسر در رفتهاید را، در مقایسه با تعداد دفعاتی که خودش رفته بازگو میکند. اگر او بیشتر از شما بیرون برود، دلیل میآورد که بیرون رفتنهای او مهم نیست اما بیرونرفتنهای شما همیشه به حساب میآید.
خب! زندگی شما به یک شریک بیاعتمادبهنفس گره خورده است.
- او معتقد است که شما همیشه نیتی پنهان دارید.
وقتی همسر مردی نامطمئن باشید، شما با شک و تردیدهایی بی اساس و اتهاماتی روبرو خواهید شد که او به شما نسبت میدهد.
برای مثال:
به نظر میرسد هر چقدر هم که برای انجام کار در خانه و مراقبت از خانواده تلاش میکنید، او دائماً انگیزههای شما را زیر سوال میبرد. او فکر میکند که شما کارها را صرفاً به این دلیل انجام میدهید که چیزی از او میخواهید یا به این دلیل که احساس میکنید باید «وظیفه محول شده» به خود را انجام دهید و شما در نهایت احساس میکنید که تقریباً از تمام لذتی که باید از مراقبت از خانوادهتان به شما میرسید محروم شدهاید.
این نوع رفتار سمی از همسری نامطمئن رفته رفته رابطهتان را از پای درمیآورد. کنار آمدن با چنین همسری سخت است اما غیرممکن نیست. شما باید راههایی پیدا کنید که چگونه بادرایت با یک چنین مردی صحبت کنید و سعی کنید تا حد امکان او را متقاعد کنید.
- مشاجره بیشتر اوقات منجر به جبههگرفتن او میشود تا حل مسئله.
زمانی که شما موضوعی را مطرح میکنید تا مشکلی را حل کنید و آن را پشت سر بگذارید، او بدون توجه به اینکه شما چقدر به دنبال راه حل هستید، از این موقعیت برای زورگویی استفاده میکند و تلاش میکند حرف خود را به کرسی بنشاند. این نمونهی یک شوهر بیاعتمادبهنفس است.
- اغلب به خاطر تعریف نکردن یا تشکر نکردن از او دچار مشکل میشوید.
تصور کنید شما قصد رفتن به یک مراسم را دارید; او به داخل اتاق میآید و از تیپ شما تعریف میکند و حتی قبل از اینکه شما فرصت تعریف از او را داشته باشد، برای انجام ندادنش به دردسر میافتید. اگر فوراً برای کاری که انجام داده از او تشکر نکنید، ول کُنِ شما نخواهد بود. او به شما خواهد گفت که فرصتهای زیادی برای تعریف کردن یا تشکر از او داشتید. اما با یادآوری آن موقیعت، شما به یاد میآورید که قبل از اینکه مورد حمله قرار بگیرید، هرگز فرصتی برای تشکر نداشتید.
بله! کنار آمدن با یک مرد بیاعتمادبهنفس هر روز سختتر میشود.
- او همیشه این فرض را دارد که «باید میدانستی»
ازدواج با شوهر بیاعتمادبهنفس به این معنی است که شما فقط باید دانای کل باشید. او همیشه از اینکه شما به احساسات یا نیازهای او توجه نکردهاید، عصبانی می شود. ممکن است در پاسخ به او بگویید که نمیتوانید ذهنش را بخوانید، اما او متقابلا، از مدت زمانی که شما دو نفر با هم بودهاید و تعداد دفعاتی که در گذشته مشابه این اتفاق افتاده است، میگوید و پاسخ میدهد – «باید این را بدانی».
- او می خواهد دربارهی هر تماس یا پیامی که دریافت میکنید بداند.
متوجه میشوید که او، قبل از اینکه حتی پاسخ به یک تماس تلفنی را شروع کنید، میخواهد بداند با چه کسی صحبت میکنید. او تحمل این را ندارد که شما جواب پیامی را بدهید که او نمیداند از طرف چه کسی است و دربارهی چیست.
- او به زمانی که با دوستان نزدیک خود میگذرانید یا با آنها صحبت میکنید، بسیار حسادت میکند.
چگونه به یک مرد بیاعتمادبهنفس در رابطه اطمینان دهیم؟ همچنین، ازدواج با همچین مردی به این معنی است که باید به طور مداوم به او اطمینان دهید که او نسبت به دیگران ارزش بیشتری نزد شما دارد.
شما میدانید که اولویت اصلیتان او و رابطهتان است و به نگرانیهای او نسبت به زمانی که با دوستان نزدیک خود میگذرانید، اهمیت میدهید. حتی ممکن است شما زمانی که با دوستانتان سپری میکنید و تماس با آنها را محدود کنید، اما او همچنان با شما بحث میکند و اصرار میکند که زمان زیادی با آنها میگذرانید و شما بیشتر از اینکه به او اهمیت دهید به آنها اهمیت میدهید.
- او همیشه درست میگوید و از ثابت کردن اشتباهتان به شما لذت میبرد.
حتی زمانی که برای جلوگیری از مشاجره بسیار تلاش میکنید، او چیزهایی پیدا میکند که شما آنها را اشتباه انجام دادهاید یا برداشت اشتباهتان را به رُختان میکشد. و بعد، مهم نیست که چگونه پاسخ میدهید، فقط به دردسر بیشتری میافتید.
اگر با یک شوهر بیاعتمادبهنفس زندگی میکنید و مشکل حل و فصل نمیشود، در نهایت شما کم میآورید. شما ممکن است به نقطهای برسید، که بدون توجه به اینکه او حاضر به کمک گرفتن است یا تغییراتی که مایل به انجام است، نمیخواهید رابطه را ادامه دهید. قبل از اینکه به آن نقطه برسید، برای تقویت عزم و اراده خود تلاش کنید و سپس حد و مرزهایی را تعیین کنید که مایلید در محدودهی آنها، برای ایجاد تغییر واقعی در رابطه تلاش کنید.