
آیا شما با یک فرد خودشیفته، رابطۀ عاشقانه دارید؟ اگر اینطور است، شما خواهید می باید که مرزهایی را تعیین کنید تا از خودتان را در برابر رفتارهای خطرناکی که آن فرد خودشیفته انجام میدهد، محافظت کنید.
یک فرد خودشیفته، چه ویژگیهایی دارد؟
ما به کسی میگوییم خودشیفته که گرایشات خودشیفتگی دارد، وقتی که آن فرد یک «شخصیت غلط» را در دنیای بیرون نشان میدهد تا ضربهها و صدمات دوران کودکیاش را مخفی کند.
بعضی از راههایی که افراد خودشیفته، خودشان را به دیگران نشان میدهند، عبارتند از: بسیار جذاب بودن و داشتن شخصیتی «بزرگ» (بسیار برونگرا، همیشه میخواهند در کانون توجهات باشند).
آنها روی خودشان و جذابیتشان تمرکز میکنند، اغلب مغرورانه فکر میکنند که از دیگران بهترند و بیشتر میدانند. موقع صحبتکردن، متناوباً صحبت را در دست میگیرند، فرصت بسیار ناچیزی به نظردادن دیگران میدهند. برای یک فرد خودشیفته، همهچیز برای خودش است.
مهم است که بدانیم زیر همۀ اینها، افراد NPD (اختلال شخصیتی خودشیفتگی)، مشکل احساسات پوچی دارند و هیچوقت «خوبی کافی» را احساس نمیکنند چون مرتباً خودشان را با آدمهای اطرافشان مقایسه میکنند و میبینند که کوچکتر از دیگران بهنظر میرسند (مخفیانه؛ آنها هیچوقت این موضوع را پیش عموم، اعتراف نمیکنند).
چگونه در رابطۀ عاشقانه با یک فرد خودشیفته برخورد کنیم؟
کسانی که با افراد خودشیفته سروکار دارند، باید دو نکته را بهیاد داشتهباشند-
- یک: خودشیفتگی (NPD)، یک اختلال است. این افرد نمیتوانند به خودشان کمک کنند.
- دو: شما نمیتوانید آنها را تغییر دهید، همانطور که آنها تغییر نمیکنند.
با این حال، هنگامیکه با یک زن یا شوهر خودشیفته زندگی میکنید، میتوانید از خودتان محافظت کنید. یعنی اینکه، هنگام روبهروشدن با یک فرد خودشیفته مرزهایی را مشخص کنید.
منظور ما از «مشخصکردن مرز» چیست؟
تصور کنید که خطی را روی شن میکشید و به فرد خودشیفته میگویید که نمیتواند از این خط عبور کند. هرگونه عبوری از آن خط، رفتاری غیرقابلپذیرش است. این خط، محدودۀ شخصی شما است، مرز شما وقتیکه با یک فرد خودشیفته ارتباط دارید.
مشخصکردن مرز با فرد خودشیفته، به این معناست که مجبورشان کنید، از قوانینی که شما برای رابطهتان وضع میکنید، پیروی کنند.
چگونه در رابطۀ عاشقانه با یک فرد خودشیفته، مرز مشخص کنیم؟
در اینجا گامهایی وجود دارد برای هنگامیکه با یک فرد خودشیفته رابطه دارید.
بدانید که رفتارهای آنها از پوچی نشأت میگیرد
ناراحت نشوید یا خودتان را مقصر ندانید، بهویزه هنگامی که با یک فرد خودشیفته ارتباط دارید. آنها این کار را از روی عمد انجام نمیدهند؛ این، اختلالی است که خودش را نمایان میکند.
وقتی آنها از شما انتقاد میکنند تا احساس بهتربودن کنند، آنها را به حال خود بگذارید
برای آرامش خاطر خودتان هم که شده، وقتی با یک فرد خودشیفته طرف هستید، منتظر عذرخواهی نباشید و اگر فرد خودشیفته بابت بدرفتاریاش عذرخواهی کرد، باید بدانید که این عذرخواهی صادقانه نیست. آنها دارند شما را آماده میکنند که بار دیگر به شما صدمه بزنند.
آیا باید از همسر خودشیفته جدا شوید؟
شاید شما مجبورید که با فرد خودشیفته در ارتباط بمانید مثلا چون شما بچه دارید.
حالا، چگونه در چنین وضعیتی با زن یا شوهر خودشیفته، برخورد کنیم.
برای حفظ کردن عقلانیتتان، جدایی در ارتباطاتتان را تمرین کنید. بهترین راه برای برخورد با شوهر یا زنی خودشیفته این است که گفتوگوی طولانی و باجزئیات نداشتهباشید.
هنگامیکه با ایمیل ارتباط برقرار میکنید، دنبال اطلاعات مرتبط بگردید (از خودپسندیهای نامربوطشان عبور کنید) و به آن موضوعات به شیوۀ محلکاری جواب دهید (انگار مشتریتان است). مختصر باشید، واقعبین باشید و اسیر رفتار کنترلگرانهاش نشوید.
بهتر است در این موارد با یک روانشناس خوب و یا یک مشاور خانواده مشورت بگیرید.
چگونه در یک رابطه، با فردی خودشیفته برخورد کنیم؟
آیا شما با یک فرد خودشیفته، رابطه دارید؟ اگر اینطور است، شما خواهیدخواست که مرزهایی را تعیین کنید تا از خودتان در برابر رفتارهای خطرناکی که آن فرد خودشیفته انجام میدهد، محافظت کنید.
یک فرد خودشیفته، چه ویژگیهایی دارد؟
ما به کسی میگوییم خودشیفته یا کسی که گرایشات خودشیفتگی دارد، وقتی که آن فرد، یک «شخصیت غلط» را در دنیای بیرون نشان میدهد تا ضربهها و صدمات دوران کودکیاش را لاپوشانی کند.
بعضی از راههایی که افراد خودشیفته، خودشان را به دیگران نشان میدهند، عبارتند از: بسیار جذاب بودن و داشتن شخصیتی «بزرگ» (بسیار برونگرا، همیشه میخواهند در کانون توجهات باشند).
آنها روی خودشان و جذابیتشان تمرکز میکنند، اغلب مغرورانه فکر میکنند که از دیگران بهترند و بیشتر میدانند. موقع صحبتکردن، متناوباً گفتوگو را در دست میگیرند، فرصت بسیار ناچیزی به نظردادن دیگران میدهند. برای یک فرد خودشیفته، همهچیز برای خودش است.
مهم است که بدانیم زیر همۀ اینها، افراد NPD (اختلال شخصیتی خودشیفتگی)، مشکل احساسات پوچی دارند و هیچوقت به اندازۀ کافی، حس خوب ندارند چون مرتباً خودشان را با آدمهای اطرافشان مقایسه میکنند و میبینند که کوچکتر از دیگران بهنظر میرسند (مخفیانه؛ آنها هیچوقت این موضوع را پیش عموم، اعتراف نمیکنند).
چگونه دربرابر یک فرد خودشیفته، مرز مشخص کنیم؟
مشخصکردن مرز، هنگامیکه با فردی خودشیفته رابطه دارید، برای تعادل، عقل سلیم، بهداشت روان و احترام به خودتان، حیاتی است.
ممکن است مشخصکردن مرز، هنگام برخورد با زن یا شوهر خودشیفته، چالشبرانگیز باشد. آنها معمولاً با مرزهایشان مشکلاتی را دارند: به احتمال زیاد، آنها به مرزهای دیگران، احترام نمیگذارند و نمیفهمند که مرز چیست.
برای مثال، ممکن است که یک شوهر خودشیفته، حرفهای ناجوری به زن و دخترش بزند، اطلاعاتی را فاش کند که معمولاً یک شوهر یا پدر عادی، آنها را با عموم به اشتراک نمیگذارد. اگر با یک فرد خودشیفته رابطه دارید، این یک اتفاق عادی خواهدبود.
- مرزهایتان را با آرامش، مشخص کنید
اینکه چطور با زن یا شوهر خودشیفتهتان دربارۀ مرزها صحبت کنید، اصلاً چالش کوچکی نیست. هیچچیز بیشتر از آنکه به یک فرد خودشیفته بگویید چهکارهایی را میتوانند و چهکارهایی را نمیتوانند انجام دهند، آنها را عصبانی نمیکند، بهویژه اگر با صدای پرخاشگرانه گفتهشود.
بهترین روش برخورد با یک فرد خودشیفته این است که مهربان و در عین حال محکم باشید. اگر فرد خودشیفته با حرفهایش شما را آزرده میکند، با صدایی آرام، مرزتان را مشخص کنید، «برایم مشکل است که وقتی اینگونه صحبت میکنی، به حرفهایت گوش دهم. من اینجا را ترک میکنم ( یا اگر تلفنی صحبت میکنید، گوشی را قطع کنید)، ولی هر وقت توانستی از یک تن صدای منطقی استفاده کنی، من سراپا گوشم.»
سپس بیرون بروید یا گوشی را قطع کنید. منتظر جواب نمانید. در این صورت، شما از خودتان در برابر سوءاستفادۀ فرد خودشیفتهای که با آن در ارتباطید، محافظت میکنید و به او میآموزید که تغییردادن رفتارش، شما را به گفتوگو بازمیگرداند.
- بدانید که رفتارهای آنها از پوچی نشأت میگیرد
ناراحت نشوید یا خودتان را مقصر ندانید، بهویزه هنگامی که با یک فرد خودشیفته ارتباط دارید. آنها این کار را از روی عمد انجام نمیدهند؛ این، اختلالی است که خودش را نمایان میکند.
- وقتی آنها از شما انتقاد میکنند تا احساس بهتربودن کنند، آنها را به حال خود بگذارید
برای آرامش خاطر خودتان هم که شده، وقتی با یک فرد خودشیفته طرف هستید، منتظر عذرخواهی نباشید و اگر فرد خودشیفته بابت بدرفتاریاش عذرخواهی کرد، باید بدانید که این عذرخواهی صادقانه نیست. آنها دارند شما را آماده میکنند که بار دیگر به شما صدمه بزنند.
- از آنها جدا شوید
شاید شما مجبورید که با فرد خودشیفته در ارتباط بمانید چون شما بچه دارید.
حالا، چگونه در چنین وضعیتی با زن یا شوهر خودشیفته، برخورد کنیم.
برای محافظت از روانتان، جدایی در ارتباطاتتان را تمرین کنید. بهترین راه برای برخورد با شوهر یا زنی خودشیفته، این است که گفتوگوی طولانی و باجزئیات نداشتهباشید.
هنگامیکه با ایمیل ارتباط برقرار میکنید، دنبال اطلاعات مرتبط بگردید (از خودپسندیهای نامربوطشان عبور کنید) و هدفمندانه به آن موضوعات پاسخ دهید. مختصر باشید، واقعبین باشید و اسیر رفتار کنترلگرانهشان نشوید.
- خوشبختی خود را جستوجو کنید
روی قولهایی که افراد خودشیفته به شما میدهند، حساب نکیند. آنها فقط برای این به شما قول میدهند تا شما را در رابطه نگهدارند. بیرون بروید و خوشبختی خودتان را بسازید؛ انتظار نداشتهباشید که آنها، این چیزها را برای شما به ارمغان بیاورند. آنها چنین کاری نمیکنند.
شما باید از خودتان سؤالهایی بپرسید مثل، «چگونه با زن یا شوهری خودشیفته برخورد کنم» و «چگونه با دوستی خودشیفته برخورد کنم». تمرکز شما باید روی این باشد که چگونه فرد خودشیفته را کنترل کنید، نه اینکه بهدنبال «خوشبختی ابدی» با آنها باشید.
- هیچوقت به افراد خودشیفته نشان ندهید که رفتارشان چه تأثیری روی شما دارد
افراد خودشیفته، بسیار هیجانزده میشوند هنگامیکه بفهمند از لحاظ عاطفی روی دیگران تأثیر میگذارند. برای بیشتر مردم، دانستن اینکه آنها دارند به کسی صدمه وارد میکنند، باعث ناراحتیشان میشود.
به همین دلیل است که افراد خودشیفتۀ مطلقه، بعضی اوقات، تلاش میکنند که همسر قبلیشان را اذیت کنند با نادیدهگرفتن مرزهایی مثل احترام به توافق طلاق، دیر پرداختکردن هزینۀ حمایتی فرزندان یا بدون خبر، کنار خانۀ همسر قبلی پلکیدن (و بعضی اوقات، وارد خانه شدن بدون خبر قبلی).
نگذارید که واکنش شما نسبت به این رفتارها را ببینند. بهترین راه برای مقابله با این اوضاع، نادیدهگرفتن آنهاست.
- آماده باشید که مرتباً، مرزهایتان را به آنها یادآوری کنید.
معمولاً، افراد خودشیفته برای مدتی، به مرزهایتان احترام میگذارند ولی بهزودی، محدودهتان را بارها و بارها آزمایش میکنند. آنها به دنبال نقطۀ ضعف میگردند تا بتوانند قصه را در بروند و دوباره آبرویتان را ببرند.
برای شما سخت خواهد شد که «کشیدن خط روی شن» را ادامه دهید ولی مهم است که به فرد خودشیفته بفهمانید که جدی هستید.
- اگر در طلسم آنها گرفتار شدید، خودتان را ببخشید
و آنها را ببخشید. بخشی از برخورد شما با فرد خودشیفته، رها کردن خشمی است که شما را فراگرفته است. این خشم، چیزهای باارزشی که در روحتان است را میگیرد و این، چیزی است که آنها میخواهند. شما به این، احتیاج ندارید.
- رهایش کنید
واگویه (گفتوگوی درونی) را تمرین کنید تا بتوانید از دست خشمی که نسبت به این شخص معیوب دارید، خلاص شوید. به یاد داشتهباشید: شما نمیتوانید یک فرد خودشیفته را تغییر دهید. این رفتار سازشی، بهدلیل اتفاقی دردناک در کودکیشان، عود کردهاست. اصلاً ارتباطی به شما ندارد.
- چه اتفاقی میافتد وقتی برای یک فرد خودشیفته، مرزی را مشخص میکنید؟
اگر فکر میکنید این، روشی است برای اینکه یک فرد خودشیفته به شما احترام بگذارد، اشتباه میکنید. این مرزها فقط شما را راهنمایی میکند که چگونه با همسر خودشیفتهتان برخورد کنید و چگونه از خودتان در برابر خشم فرد خودشیفته محافظت کنید.
روبهروشدن با یک فرد خودشیفته آسان نیست، آنها چیزی شبیه قدرت فراطبیعی دارند و میتوانند تصمیمهای شما را به سمت خواستۀ خودشان بکشانند.
زندگیکردن با یک همسر خودشیفته، خیلی سخت است. مشخصکردن مرزها، قدرت برخورد با یک همسر خودشیفته و گرایشهای خودشیفتگی را به شما میدهد.
رابطۀ شما شروع به لهشدن، زیر کولهباری از مرزها میکند. این، خوب است چون شما میتوانید آنها را رها کنید ولی هیچوقت نمیتوانید تغییرشان دهید.
مشخصکردن مرزها، قسمتی از گامهایی است برای رسیدن به جاهایی که دیگر هیچوقت، فکر برخورد کردن با زن یا شوهر خودشیفته را نمیکنید. با این روش، میتوانید تمرکزکردن روی سلامتی و بهداشتتان را آغاز کنید.