
اختلال دو قطبی یک اختلال شخصیت روانشناسی است. بیش از ۴.۴٪ افراد بزرگسال در آمریکا در دورهای از زندگی خود این اختلال را تجربه میکنند. تجربهی زندگی با فرد دوقطبی میتواند تجربهی بسیار سختی باشد که البته این تجربه برای هر فرد متفاوت است.
از کجا بفهمم بیماری دو قطبی دارم؟ تشخیص اختلال دوقطبی میتواند کار مشکلی باشد زیرا که اکثر افراد به دنبال روشهای درمانی برای زمانهایی از این بیماری هستند که فرد در دورهی افسردگی قرار دارد اما در دورهای از این بیماری که فرد حالش خوب است و حالت جنون و شیدایی دارد دیگر به دنبال درمان نیستند چرا که از این حالت راضی و خوشنودند.
تشخیص و درمان غلط این بیماری میتواند بسیار مخرب باشد و میتواند وضعیت بیماری را وخیمتر کند.
این موضوع میتواند منجر به سرخوردگی و انزوای فرد شود و گاهی اوقات نشانههای خطرناکی از این بیماری را برای فرد به همراه دارد که باعث رنج زیادی هم برای خود فرد و هم برای افرادی که در کنار او هستند میشود.
ارتباط با فرد دارای اختلال شخصیت دو قطبی میتواند مشکل باشد، اما مانند ارتباط با هر فرد دیگری میتواند راضیکننده هم باشد.
در این مقاله چندین راهکار برای حمایت از افراد دارای اختلال شخصیت دو قطبی ارائه شده است.
درابتدا برای کنار آمدن با فرد دو قطبی ایجاد روابطی بر مبنای اعتماد و حمایت با دوستان و اعضای خانواده، لازم است.
در اغلب مواقع افرادی که با فرد دوقطبی در ارتباطند یا با وی رابطه عاشقانه دارند از اینکه حرف اشتباهی بزنند احساس نگرانی میکنند واحساس میکنند درمانده شدهاند.
ایجاد ارتباط مثبت و سازنده میان اعضای خانواده میتواند باعث شود در مواقعی که به کمک آنها نیاز دارید به یاری شما بیایند.
گاهی اوقات داشتن دوستی که بتوانید در شرایط سخت با او تماس بگیرید و به عنوان مثال برای صرف غذا با او بیرون بروید و یا به او پیام بدهید، میتواند برای شما بسیار تاثیرگذار باشد.
در مورد روابط دوقطبی، این نکته مهم است که صبور باشید و از وسوسه کنکاش کردن بیش از حد در تحقیقات و اطلاعات بالینی اجتناب کنید زیرا ممکن است طاقت فرسا باشد.
قبل از اینکه درمورد رفتار افراد دارای اختلال شخصیت دو قطبی بیاموزید، باید به طور بالقوه هر چیزی که راجع به اختلال شخصیت دو قطبی در رسانهها شنیدهاید را فراموش کنید.
تماشای این افراد مانند تماشای اپیزودی است که میتواند ناراحت کننده و حتی عصبانی کننده باشد.
افراد دوقطبی زمانی که در شرایط هشدار باشند ممکن است چیزهای غیرمعمولی بگویند و کارهای غیرعادی انجام دهند. زمانی که تعاملات شما با وی با تنش همراه باشد فردیت زدایی از او کار سختی است.
نیازهای حمایتی هر فرد با فرد دیگر متفاوت است بنابراین در زمانهایی که فرد حالت نرمال و متعادل دارد ایجاد یک (برنامهی حمایتی) برای راهنمایی زوجها در شرایط سخت میتواند مفید باشد.
این برنامهی حمایتی به طور مداوم باید در حال ارتقا باشد. زمانی که نکتههای بیشتری کشف میکنید آن را به برنامه اضاف کنید و چیزهایی که مفید نیستند را اصلاح یا حذف کنید به این صورت میتوانید برنامه را در بهترین حالت خود تنظیم کنیدو
در اینجا راهکارهایی بیان شده است که زوج های دیگری که با این مشکل درگیر بودهاند این راهکارها را مفید تشخیص داده اند.
به یاد داشته باشید فقط به این دلیل که یک راهکار در این لیست آورده شده است به این معنی نیست که برای شما و موقعیتی که شما در آن قرار دارید هم مفید خواهد بود زیرا همانطور که گفته شد تجربه هر فرد با فرد دیگر میتواند متفاوت باشد.
توصیه میکنم به این نکات بهعنوان گزینههایی از یک منو برای گفتگو با شریک زندگیتان نگاه کنید و آنها را بهطور بالقوه در برنامهی حمایتی خود قرار دهید.
۱. واقعبین و صبور باشید.
زمانی که حال پارتنر شما شروع به تغییر میکند، انعکاس دادن آنچه که می بینید و می شنوید تا حد امکان به صورت واقع بینانه و با صبوری می تواند مفید باشد.
در حالت ایدهآل، زمانی که احساس برانگیختگی و خشم نمیکنید، در مورد این موضوع صحبت کنید. عمیقتر کردن این گفتگو در احساس ایجاد عشق نسبت به شریک زندگی میتواند مفید باشد.
مثالهایی از یک گفتگو میتواند اینگونه باشد: (متوجه شدهام اخیراً بیش از حد معمول استرس داری، کمی کمتر و سریعتر از حد معمول صحبت میکنی و برخی از حالات چهرهت حالتهایی نیستند که من معمولاً آنها را میبینم)
یا میتوانید به این صورت بگویید: (اخیرا متوجه شدهام شبها بیشتر از حد معمول بیدار میمانی و صبحها زودتر از زنگ آلارم بیدار میشوی. همچنین پروژهای زیادی را در طول این هفته انجام دادی و به نظر میآید که انرژی زیادی داری. میتوانی بگویی چه حسی داری؟ )
۲. از مشاور خانواده کمک بگیرید.
اطمینان از دریافت حمایت حرفهای در روابطی که یکی از افراد دارای اختلال دوقطبی هستند بسیار مهم است.
هم شما و هم شریک زندگیتان به حمایت نیاز دارید تا به شما کمک کند تا از این ترن هوایی عاطفی که همان اختلال دوقطبی است، عبور کنید.
علاوه بر این، زوج درمانی می تواند استرس هر دوی شما را کاهش دهد تا خودتان مشکلات درون رابطهتان را حل کنید.
شما باید برای تشکیل تیمی از متخصصان (روانپزشک و روانشناس بالینی و مشاور خانواده) مورد اعتماد اقدام کنید و تا زمان به وجود آمدن بحران این کار را به تعویق نیاندازید.
شما یک تیم میخواهید تا بتوانند به شما کمک کنند کل فرآیند را تا جایی که امکان دارد ماهرانه هدایت کنید.
زمانی که شرایط سخت میشود، در حالت ایده آل، همه شما به عنوان یک تیم با هم کار خواهید کرد، برای اکثر افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، این شامل یک برنامه دارویی نیز می شود.
۳.برای بدترین شرایط آماده باشید.
گاهی اوقات علائم اختلال دوقطبی می تواند به سرعت از علائم جزئی به علائم بزرگ تبدیل شود. مهم است که برنامه شما شامل کارهایی باشد که وقتی اوضاع به سرعت تشدید می شود، آن کارها را انجام دهید.
ممکن است بخواهید با تجویزکننده داروها صحبت کنید تا زمانی که فرد بایپولار دچار علائم افسردگی یا بیش فعالی و جنون میشود تغییرات دارویی ایجاد کند. همچنین برای زمانی که مشکل بزرگتر میشود برنامه بچینید و همچنین برای زمانی که شرایط حادتر میشود و نیاز به بستری شدن هست برنامه بچینید.
برخی از افراد یک یا دو دوز از یک داروی آرام بخش قوی را در دسترس نگه می دارند تا در صورت بروز علائم شدید یا بیش از حد پارانوئید، استفاده کنند، به عنوان مثال، برای اعتماد به برنامه یا عزیزانی که سعی در کمک به آنها دارند.
برنامه شما باید شامل اطلاعاتی در مورد نزدیکترین اورژانس و نحوه تماس با پزشک در ساعات غیرکاری باشد.
۴. از خودتان مراقبت کنید.
مراقبت کردن از خودتان مهمتر از چیزی است که به نظر میرسد.
حمایت کردن از پارتنر دارای اختلال شخصیت دو قطبی کاری خسته کننده است بنابراین مهم است که زمانی را به خودتان اختصاص دهید و استراحت کنید.
اگرچه زمانی که با بحران مواجه میشوید نادیده گرفتن نیازهایتان کار سختی نیست اما این کاردر نهایت منجر به ایجاد خشم و فرسودگی روانی در شما میشود.
برنامهای که برای حمایت از این افراد میچینید باید شامل در نظر گرفتن نیازهای هر دو طرف باشد پس خودتان را نادیده نگیرید.
ورزش، مدیتیشن، کارهای دستی و گاهی اوقات فقط استراحت کردن میتواند راه خوبی برا جلوگیری از خالی شدن انرژی شما باشد. پیدا کردن یک درمانگر خوب برای خودتان نیز یکی از مفیدترین اقداماتی است که میتوانید انجام دهید.
۵. اختلال دوقطبی را بشناسید.
مهم است بدانید که هر چیزی در اختلال دو قطبی را به عنوان یک علامت منفی تعریف نکنید.
برای فرد دو قطبی که دورهی هیپومنیک را تجربه میکند، هر چیزی میتواند عالی و سازنده باشد. بسیاری از آثار خلاقانه بزرگ زمانی به وجود آمدهاند که فرد در دورهی هیپومنیک بوده است.
شما قطعا انتظار ندارید که دوست دختر ونسان ونگوگ بگوید: وای نه دوباره داری نقاشی میکشی؟
به عنوان یک زوج، مهم است که با یکدیگر همکاری کنید تا میان قسمتهای خوب و قسمتهای خطرناک این بیماری تمایز قائل شوید و طرز بیانی را به کار گیرید که برای تمامی افرادی که با این مشکل درگیر هستند مفید باشد.
در نهایت مهم است که ارتباطتان را با یکدیگر حفظ کنید و به نیازهای هر دو نفرتان در رابطه توجه کنید.
زمانی که احساس میکنید در حالت نرمال و متعادلی قرار دارید از این فرصت برای ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی با این افراد استفاده کنید. اعتماد و ارتباطی که در زمانی که این افراد علائمی ندارد ایجاد میکنید، به شما کمک میکند که درزمانهای سختتر بتوانید از مسیر گذر کنید.